امتیاز
0 از 0 رأی
بدون امتیاز 0 رای
رایگان!

نویسنده

حجت الاسلام علی اسدی فارغ التحصیل حوزه علمیه قم و دارای کارشناسی ارشد جامعه شناسی؛ مسئول و از مدرسین مدرسه سها میباشند.

نسبت فلسفه و علوم انسانی

سرفصل مباحث

«در باب نسبت فلسفه و علوم انسانی»


بخش اول؛ مهمترین سوالات

 

 از دیدگاه نویسنده این سطور، علوم انسانی را بدون فلسفه نمی‌توان به‌درستی فهمید؛ از این رو، این پرسش برایم بسی جذاب و تأمل‌برانگیز است.

• با توجه به گستردگی این موضوع، بر آن شدم تا در سلسله‌ای از نوشتارها به بررسی ابعاد گوناگون آن بپردازم. در آغاز، مجموعه‌ای از مسائلی را برمی‌شمارم که در آنها فلسفه نقشی بنیادین ایفا می‌کند و علوم انسانی نیز از آن بهره می‌برد.

• بی‌گمان، مسائل مطرح‌شده در این زمینه بسی فراتر از موارد ذکرشده است، لیکن به‌سبب ضرورت اختصار در فضای مجازی و پرهیز از ملالت مخاطب، تنها به ذکر پاره‌ای از آنها بسنده می‌کنم و تفصیل برخی را به نوشتارهای بعدی وا می‌گذارم.

 

مهم ترین سوالات:


1.نسبت فلسفه و عقل

کلمۀ «عقل» در علوم مختلف بسیار استفاده می شود، اگر کلمۀ عقل به معنای عقل مدرن، خود بنیاد، عقل مستفاد، عقلانیت و… معنایش معلوم نشود مشکلات فراوانی در علوم ایجاد می شود.

2.نسبت فلسفه و اخلاق

خوب یا بد یعنی چه؟ امر اخلاقی چیست؟، چه چیزی زشت و چه چیزی زیباست؟ آیا می توان برای امر اخلاقی برهان آورد؟ آیا امر اخلاقی نسبی است یا خیر؟ و امسال آن از جمله مباحثی هستند که مورد بحث واقع می شوند.

3.نسبت فرد و جامعه

اصالت با فرد است یا با اجتماع است؟ آیا فرد در خارج تحقق دارد یا اجتماع یا هر دو ؟ این امر خود در علومی مثل حقوق و روانشناسی و جامعه شناسی و… آثار فراوان دارد.

4.معنای روان چیست؟

5.قوام هویت انسان به چیست؟

6.نسبت فرهنگ و روان انسان به چه صورت است؟

7.آیا روان انسان می تواند با واقعیت جامعه اتصال داشته باشد؟ پریشانی روح الفرد و روح اجتماع روی همدیگر تاثیر دارند یا خیر؟

8.زندگی انسان در ساحت فردی و جمعی غایتی دارد یا ندارد؟

9.نسبت زبان با تفکر چیست؟ آیا تفکر امری فرا زبانی است یا زبانی است؟ اگر تفکر می تواند امر فرا زبانی باشد آیا تنها امری ذهنی است یا امری وجودی نیز می باشد؟ نسبت هر معنای از تفکر با هویت انسان چیست؟

10.آیا ما معنای محصلی برای تخصصی سازی علوم می توانیم داشته باشیم؟ موضوع هر رشتۀ علمی امری است واقعی یا توهمی بیش نیست؟ اساسا علم از سنخ واقعیت و معرفت است یا توهم؟

11.معنای زیبایی چیست؟ آیا می توان هنر را امری محقق دانست یا خیر؟ هنر در چه ساحتی در انسان رخ می دهد؟ آیا هنر در ساحت اعتباری انسان رخ می دهد یا می تواند امری وجودی نیز باشد؟

12.قدرت چه نسبتی با وجود انسان دارد؟ اگر قدرت قوام امر سیاسی است آیا تاثیر وجودی و یا تاثیر فرهنگی در وجود انسان دارد یا خیر؟

13.تاریخ چیست؟ آیا تاریخ تنها گذر زمان و اتفاقاتی است که رخ می دهد یا تاریخ نسبتی با هویت انسان دارد؟ آیا تاریخ تنها روایت است یا تاریخ نوعی از عقلانیت است؟

14.فناوری چه نسبتی با وجودِ انسان دارد؟ آیا فناوری تنها یک وسیله است یا همانطور که فناوری زندگی انسان را تغییر می دهد، نوع فرهنگ و حتی وجود انسان را عوض می کند؟

15.معنای محصل عدالت چیست؟ ماهیت عدالت با فرهنگ و اقتصاد و توسعه نسبتی دارد یا خیر؟

16.قبول ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، جایی برای عاملیت انسان باقی می گذارد یا خیر؟ چگونه انسان می تواند فراتر از ساختار باشد ولی با ساختار هم زندگی کند؟

17.نسبت انسان با مرگ چیست؟ آیا مرگ انتقال از یک نشئه به نشئۀ دیگر است یا پایان هستی انسان است؟
و صدها پرسش دیگر که فلسفه در آنها نقش دارد…

ادامه دارد…

5 بازدید
0 دیدگاه

مشخصات

نوع نوشته : یادداشت
دسته : ما و علوم انسانی
شماره بخش : اول
توضیح مختصر : طرح سوالات مهم

عکس نوشته ها

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *